تبليغاتX
ادبیات

ادبیات

متن آهنگ I like how it feels انریکه اگلسیاس

 

It's my life, I can do what I like
For the price of a smile, I gotta take it to right
So I keep living, cause the feel's right

And it's so nice, and I'd do it all again
This time, it's forever
It gets better, and I I, I like how it feels

I like how it feels, I like how it feels
I like how it feels, I like how it feels
I like how it feels, I like how it feels

So just turn it up, let me go
I'm alive, yes and no, never stop
Give me more, more, more
Cause I like how it feels
Ooh yeah, I like how it feels
You know I like how it feels
Oh yeah I like how it feels


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/07/10ساعت 20:53  توسط مریم  | 

Romantic sms

 

Don't wait until it's too late to tell someone how much you love, how much you care

 Because when they're gone, no matter how loud you shout and cry, they won't hear you anymore.

------------------------------

Love isn't a decision, it's a feeling. If we could decide who to love, then, life would be much simpler, but then less magical

------------------------------

. Love means to see someone with closed eyes,
to miss some1 in crowd,
2 find some1 in every thought,
to live 4 some1, love some1, but sure that sum1 is ONLY one!

------------------------------

If your asking if I Need U the answer is 4Ever…
If You're asking if I'll Leave U the answer is Never…
If You're asking what I value the Answer is U...
if Your asking if I love U the answer is I do

. I dream about you every night
I shiver when you're in sight
I long to hold you close n tight
I want be there with all my might
I m just hoping I'm the girl whose right

When I look at you,
i cannot deny there is God,
cause only God could have created some one
as wonderful n beautiful as you

+ نوشته شده در  جمعه 1390/07/08ساعت 12:16  توسط مریم  | 

متن آهنگ brave جنیفر لوپز

Brave

It's a new day, new day, and it's evident
You must have been heaven-sent
Sometimes we should be hesitant, but I'm not at all
Just feeling more confident
Just using my common sense
Just trust in it, I'm loving it

I can't refuse an offer so benevolent
Can't assume he's gone' use me
And after he'll never call again
Don't be afraid, don't be afraid
This is your day, this is your day


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/07/04ساعت 10:17  توسط مریم  | 

اریک امانوئل اشمیت

 

اریک امانوئل اشمیت نویسنده نمایشنامه نویس و فیلسوف فرانسوی متولد سال ۱۹۶۰.

آثار فلسفی با تم تخیلی در مورد دردها و تفکرات بشر.

از جمله آثار اشمیت:

نمایشنامه ها

  • ملاقات کننده
  • خرده جنایت‌های زناشویی
  • نوای اسرارآمیز
  • عشق لرزه
  • مهمان‌سرای دو دنیا)
  • یک روز قشنگ بارانی
  • مهمان ناخوانده
  • رمانها و داستانها

  • گل‌های معرفت (مجموعهٔ سه داستان کوتاه است: «میلارپا»،«ابراهیم آقا و گل‌های قرآن»،«اسکار و بانوی گلی پوش»)
  • انجیل‌های من
  • زمانی که یک اثر هنری بودم (انتشارات افراز)
  • اولیس از بغداد (انتشارات افراز)
  • سوموکاری که نمی‌توانست تنومند شود (انتشارات افراز)
  • پرنس پابرهنه و داستان‌های دیگر (انتشارات افراز)
  • کشتی گیریر که چاق نمی شد (نشر باغ نو)
  • + نوشته شده در  جمعه 1390/07/01ساعت 14:1  توسط مریم  | 

    معرفی کتاب زمانی که یک اثر هنری بودم

    زماني كه يك اثر هنري بودم
    نويسنده:
    اريك امانوئل اشميت
    مترجم: فرامرز ويسي - آسيه حيدري
    ناشر: افراز - گسترش فرهنگ

    کتاب در مورد زندگی پسر جوانی است که به دلیل بی توجهی های پدر و مادرش و تبعیضی که بین او و برادران زیبارویش قائل میشوند تصمیم به خودکشی میگیرد.

    یک غریبه تازیو  را با خود به قصر باشکوهش می برد و ترتیبی میدهد که همه فکر کنند او از صخره ها پرت شده بعد او را از حالت انسانی خارج کرده و به یک اثر هنری مبدل میکند و .....

    کتاب پر از جملات زیبا است. با خواندن این کتاب متوجه میشویم چگونه نادیده گرفتن داشته ها و نعمتهایی که خداوند به ما ارزانی داشته است ما را به سمت تباهی و بدبختی می کشاند.

     

    + نوشته شده در  جمعه 1390/07/01ساعت 13:56  توسط مریم  | 

    تقسیم‌بندی انسان‌ها از دیدگاه دكتر شریعتی

     

    1- آنهایی كه وقتی هستند، هستند وقتی كه نیستند هم نیستند. حضور عمده آدم‌ها مبتنی بر فیزیك است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست كه قابل فهم می‌شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


    2- آنانی كه وقتی هستند، نیستند وقتی كه نیستند هم نیستند «مردگانی متحرك در جهان» ، خود فروختگانی كه هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار، هرگز به چشم نمی‌آیند، مرده و زنده‌شان یكی است


    3- آنهایی كه وقتی هستند، هستند وقتی كه نیستند هم هستند «آدم‌های معتبر و باشخصیت»، كسانی كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند كسانی كه همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/30ساعت 12:51  توسط مریم  | 

    ماه و سنگ-فریدون مشیری

     

    اگر ماه بودم، به هر جا که بودم

    سراغ تو را از خدا میگرفتم

    و اگر سنگ بودم، به هر جا که بودی

    سر راهگذار تو جا میگرفتم

    اگر ماه بودی به صد ناز- شاید-

    شبی بر لب بام من مینشستی.

    وگر سنگ بودی،به هر جا که بودم

    مرا می شکستی؛مرا می شکستی!

    The moon and the rock

    Were  I the moon, wherever I happened to be

    I would ask for thee from god.

    Were I the rock, wherever thou mightiest be

    I would place myself in the way

    Wert thou the moon with   hundredfold  coyness , mayhap

    Thou wouldst one night sit upon my roof

    Wert thou the rock, wherever I happened to be

    Thou wouldst break me, thou wouldst break me

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه 1390/06/30ساعت 12:51  توسط مریم  | 

    دو حکایت از برنارد شاو

     

    روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در

    اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله . من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما

    هستید.

     --------------------------------------------------------------------------------------------

    روزي نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد:شما براي چي مي نويسيد استاد؟ برنارد شاو جواب داد:برای یک لقمه نان

    نویسنده جوان برآشفت که:متاسفم . برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم .

    برنارد شاو گفت:عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم.

    + نوشته شده در  یکشنبه 1390/06/27ساعت 10:48  توسط مریم  | 

    خواهران برونته

    شارلوت برونته

    متولد ۱۸۱۶ که مشهورترین و موفق ترین اثرش جین ایر است. او در ۳۹ سالگی درگذشت.

    «اصلاً به این فکر نباش که در جایگاهی برابر با آنها قرار گیری. همان که می‌گذارند در کنارشان باشی از لطف آنها است. ثروت همیشه از آن آنها است و از آن تو هیچ. جایگاه تو فروتنی و تواضع می‌طلبد و تلاشی سخت که از نگاه آنها قابل قبول به نظر برسی».

    • «جورج لوئیس» در گفت وگو با  جورج الیوت «شارلوت برونته» را اینگونه معرفی می کند: «دختری روستایی، ساده و کوتاه قامت که ظاهری همچون خدمتکاران نحیف دارد.»

    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  شنبه 1390/06/26ساعت 12:10  توسط مریم  | 

    معرفی کتاب جین ایر

    جین ایر مشهورترین اثر شارلوت برونته است. جین ایر داستان زندگی جین دختر یتیمی است که دوران کودکی سختی را میگذراند و بخشی از کودکیش را در مدرسه شبانه روزی سپری میکند.در مدرسه با هلن دوست میشود که به نظر من یکی از زیباترین شخصیتهای ادبیات است. هلن بر اثر بیماری می میرد.

    سالها بعد جین ایر بعنوان معلم راهی خانه ای اشرافی می شود و در آنجا با راچستر آشنا میشود و .....

    جین ایر یکی از زیباترین رمانها است.شخصیت جین با معصومیتش و در عین حال صلابتش در ذهن ماندگار میشود.

    از این رمان اقتباس های سینمایی زیادی صورت گرفته است به طوری که رکورد دار اقتباس در هالیوود است.

     

    + نوشته شده در  شنبه 1390/06/26ساعت 11:57  توسط مریم  |